ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
Share

لیلا علیزاده

زندگی نامه و دفترشعر

سربند سرخ
دلش میخواست از زندان این دنیا رها باشد
کبوتر میشد و میرفت تا پیش خدا باشد

لباس و چفیه و سر بند را برداشت ، راهی شد
به دریا زد دلش را تا میان ماجرا باشد

صراط مستقیم این بود ، قلبش خوب میدانست
که راهش برکتی از ذکر های اهدنا باشد

کنار جانماز ش گریه ها می کرد مادر تا
زمان دل بریدن،اشک هایش بی صدا باشد

پدر از سایه قران خودش رد کرد جانش را
که فرزندش علیِ اکبر این کربلا باشد

به سر میبست آن سر بند سرخ یا حسینش را
که شاید وقت رفتن پیکرش از سر جدا باشد

دم رفتن پیاپی زیر لب می گفت یا زهرا
کمک کن تا مزارم گم شود .. مثل شما باشد

لیلا علیزاده

کلمات کلیدی این مطلب :  شعر دفاع مقدس ، لیلا علیزاده ، شهید ، شعر شهدا ،

   تاریخ ارسال  :   1397/5/21 در ساعت : 20:29:20   |  تعداد مشاهده این شعر :  61

کسانی که این شعر را می پسندند :
ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا



متن نظر را وارد کنید :


تماس با ما


مازندران، ساری، میدان امام، بلوار دانشجو، واحد دیجیتالِ حوزه هنری استان مازندران
تلفن تماس: 01133362483

آخرین مطالب

تمامی حقوق این سایت متعلق به حوزه هنری استان مازندران می‌باشد. کپی‌برداری از محتوی سایت تنها با ذکر منبع و نام هنرمند، برای استفاده‌های غیرتجاری مجاز است. طراحی و اجرا: علیرضارضایی